ایروان Ереван Yerevan Երևանի Erévan ერევანი

ارمنستان Армения Armenia Հայաստան Arménie სომხეთი
 
تحولات سیاست خارجی ایروان در گفتگو با وزیر خارجه ارمنستان
ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٥  

 ترکیه و ارمنستان پس از ماه‌ها گفتگو و رایزنی و به رغم‌ برخی مخالفت‌های داخلی و خارجی به ویژه از سوی آذربایجان، در خصوص از سرگیری روابطی که حدود 100 سال پیش قطع شده بود، به توافق رسیدند. ادوارد نعل‌بندیان، وزیر امور خارجه ارمنستان که به نمایندگی از دولت ارمنستان در این روند شرکت فعالی داشت و پروتکل‌های عادی‌سازی را در سوئیس امضاء کرد در مصاحبه‌ای با «کامرسانت» به تشریح دیدگاه‌های خود در باب این پروتکل‌ها، دورنمای این فرایند و تحولات روابط میان ایروان و باکو پرداخته که در ادامه بخشی از آن از نظر می‌گذرد.

 

آقای وزیر، در زوریخ سوئیس پروتکل‌‌هایی در باب از سرگیری روابط بین ارمنستان و ترکیه به امضاء رسید. آیا این امر به معنی آشتی نهایی ایروان با آنکارا است؟
روند عادی‌‌سازی روابط بین دو کشور به ابتکار رئیس جمهور ارمنستان شروع شد و طی آن سرژ سارگ‌سیان در سپتامبر سال گذشته همتای ترکیه‌‌ای خود را برای تماشای دیدار تیم‌های ملی فوتبال دو کشور به ایروان دعوت کرد. از آن زمان تا کنون مذاکرات مختلفی بین طرفین، از جمله بیش از ده دور ملاقات‌ بین وزیران امور خارجه ارمنستان و ترکیه برگزار شده است. در ماه فوریه مذاکرات درباره پروتکل‌‌ها به پایان رسیده و روز 2 آوریل به امضاء طرفین رسید. ایروان و آنکارا طی این پروتکل‌ها اعلام کردند که ظرف مدت شش هفته موانع داخلی را حل کرده و این پروتکل‌‌ها را به تصویب پارلمان‌های خود خواهند رساند.

‌تصویب ‌این ‌اسناد ‌در چه زمانی صورت خواهد گرفت؟
تصویب این اسناد در حوزة اختیار ‌پارلمان‌های ‌دو ‌کشور ‌است. ‌امیدوارم ‌که ‌این امر ‌طی زمان ‌معقولانه‌‌ای ‌انجام ‌شود.

‌آیا ‌در ‌سال ‌جاری ‌شاهد ‌بازگشایی ‌مرز ‌بین ‌ارمنستان ‌و ‌ترکیه ‌خواهیم ‌بود؟
‌این ‌امکان ‌را ‌منتفی ‌نمی‌دانم. ‌البته، تحقق ‌این ‌امر ‌منوط ‌بدان ‌است ‌که ‌طرفین ‌توافقات ‌به عمل آمده ‌را ‌محترم ‌شمرده ‌و ‌رویکرد مثبتی در پیش گیرند. ‌ارمنستان در سیاست خارجی خود ‌برای ‌توافقات ‌حاصله ‌با کشورهای دیگر ‌احترام زیادی قائل است.

‌بعد ‌از ‌ملاقات چندی پیش ‌روسای ‌جمهوری ‌ارمنستان ‌و ‌آذربایجان ‌در ‌کیشینف، ‌ناظران ‌به ‌پیشرفت ‌در ‌زمینه ‌حل ‌مسأله ‌قره‌‌باغ ‌اشاره ‌کردند. ‌این ‌پیشرفت ‌از ‌چه ‌قرار ‌است؟
‌از ‌آنجا ‌که ‌این ‌هفتمین ‌ملاقات ‌دو ‌رهبر ‌بود، ‌می‌‌توان ‌نتیجه ‌گرفت ‌که ‌یک ‌نوع ‌حرکت ‌مثبت در پیشبرد روابط دو کشور ‌وجود ‌دارد. ‌در ‌حال ‌حاضر ‌دو ‌رئیس‌جمهور ‌اصول ‌سند ‌مادرید ‌را ‌مورد ‌بحث ‌و ‌بررسی ‌قرار ‌می‌‌دهند. ‌هرچند ‌دو ‌اصل ‌متفاوت در ‌مرکز ‌توجه ‌آن‌‌ها ‌قرار ‌دارد، اما ‌طرفین ‌با ‌میانجی‌‌‌گری ‌گروه ‌مینسک ‌تلاش ‌می‌‌کنند ‌مواضع ‌خود ‌را ‌به ‌هم ‌نزدیک‌‌تر سازند. ‌

‌کدام ‌اصول ‌مد ‌نظر ‌است؟ ‌عرض کریدور ‌لاچین ‌یا ‌همه‌‌پرسی ‌درباره ‌رژیم ‌حقوقی ‌ناگورنو- ‌قره‌‌باغ؟
‌بهتر ‌است ‌که ‌وارد ‌این ‌جزئیات ‌نشویم. ‌ولی ‌می‌توانم ‌با ‌اطمینان ‌بگویم ‌که ‌در ‌حال ‌حاضر ‌طرفین ‌مشغول ‌بررسی ‌مسأله ‌رژیم ‌حقوقی ‌ناگورنی ‌قره‌‌باغ ‌هستند ‌و ‌در ‌همین ‌زمینه ‌تمرکز ‌می‌‌کنند.

معمولاً ‌طرفین یک مذاکره ‌در ‌شرایطی از افشای ‌جزئیات ‌مذاکرات طفره می‌روند ‌که پیشرفتی ‌در مذاکرات در کار نباشد. این موضوع در مذاکرات ارمنی – آذری چگونه است؟
‌اگر ‌پیشرفت ‌مثبتی در روند مذاکرات ‌در ‌کار ‌نبود، ‌ملاقات ‌هفتم ‌دو ‌رئیس‌جمهور ‌برگزار ‌نمی‌‌شد ‌و ‌کسی ‌درباره ‌تدارک ‌ملاقات‌های ‌بعدی ‌بحث ‌نمی‌‌کرد. ‌روند ‌مذاکرات پیچده‌ است، اما جهت این مذاکرات در مسیر درستی است. ‌در ‌حال ‌حاضر ‌طرفین ‌دو ‌مسأله ‌را مورد ‌بحث ‌و ‌بررسی ‌قرار ‌می‌دهند. ‌اگر ‌درباره ‌دو ‌مسأله ‌توافق ‌کنیم، ‌جلو ‌خواهیم ‌رفت. ‌وقتی ‌درباره ‌همه ‌مسایل ‌توافق ‌کردیم، روند ‌تدارک ‌قرارداد ‌صلح ‌شروع ‌خواهد ‌شد. ‌این ‌روند ‌طولانی ‌و ‌پیچیده ‌است.

در ‌گذشتة ‌نه ‌چندان ‌دور تأکید ‌می‌شد ‌که ‌مناقشه ‌قره‌‌باغ ‌به ‌مرحله ‌حل ‌و ‌فصل ‌نهایی ‌نزدیک ‌شده ‌است. ‌آیا ‌ملاقات‌ها ‌در ‌کیشینف ‌این ‌نتیجه‌‌گیری ‌را ‌تأیید ‌می‌کند؟
هرچند ممکن ‌است ‌این ‌مناقشه ‌در ‌مقایسه ‌با ‌مناقشات ‌دیگر ‌به ‌مرحله ‌حل ‌و ‌فصل ‌نزدیک‌‌تر باشد، ‌ولی ‌نمی‌توانم ‌بگویم این ‌نزدیکی به چه میزان ‌است. ‌وقتی ‌می‌گویند ‌که ‌پیشرفت ‌مثبت ‌وجود ‌دارد، ‌پس ‌واقعاً ‌وجود ‌دارد. ‌نقش ‌دمیتری ‌مدویدیف نیز ‌بسیار ‌با ‌اهمیت ‌است. ‌او ‌با ‌روسای ‌جمهوری ‌ارمنستان ‌و ‌آذربایجان ‌ملاقات‌های ‌متعددی ‌داشته ‌که ‌همه ‌آن‌‌ها ‌مثمر ‌ثمر ‌بوده است.

‌در ‌کیشینف ‌دو ‌ملاقات ‌برگزار ‌شد. ‌یکی ‌زیر ‌نظر ‌گروه ‌مینسک ‌سازمان ‌امنیت ‌و ‌همکاری ‌اروپا ‌و ‌دیگری ‌با ‌میانجی‌‌گری ‌دمیتری ‌مدویدیف. ‌آیا ‌این ‌یک ‌نوع ‌مسابقه ‌بر ‌سر ‌ایفای ‌نقش ‌بیشتر ‌در ‌جهت ‌حل ‌مناقشه بین روسیه و گروه مینسک نیست؟
‌ملاقات ‌اول ‌نه ‌زیر ‌نظر، ‌بلکه ‌با ‌مساعدت ‌گروه ‌مینسک ‌برگزار ‌شد ‌که ‌روسیه نیز یکی از اعضاء ‌این ‌گروه ‌است. ‌اما در این میان، ‌مسکو ‌در ‌برگزاری ‌ملاقات‌های ‌سه ‌جانبه ‌در ‌سطح ‌روسای ‌جمهوری ‌نیز ‌نقش ‌مهمی ‌ایفا ‌می‌‌‌کند. ‌یکی ‌از ‌این ‌ملاقات‌ها ‌در ‌ماه ‌نوامبر ‌سال ‌گذشته ‌برگزار ‌شد ‌که ‌در ‌جریان ‌آن ‌«بیانیه ‌مایندورف» ‌به ‌امضا ‌رسید. ‌در ‌آن ‌زمان ‌روسای ‌جمهوری  ‌ارمنستان ‌و ‌آذربایجان ‌برای ‌اولین ‌بار ‌یک ‌سند ‌مشترک ‌امضا ‌کردند که ‌رئیس‌‌جمهور ‌روسیه نیز این سند را تأیید و امضاء کرد.
 
‌ولی ‌شرکت ‌گروه ‌مینسک ‌و ‌روسیه ‌در ‌روند ‌حل ‌مناقشه، ‌دو ‌روند ‌موازی ‌است؟
‌این ‌دو ‌روند ‌مکمل ‌همدیگر ‌هستند. ‌در ‌حالی ‌که ‌یکی ‌از ‌کشورهای ‌رئیس ‌گروه ‌مینسک (روسیه) ‌حاضر ‌است ‌کمک ‌کند، ‌چرا ‌از ‌کمک ‌آن ‌استفاده ‌نشود؟ ‌در ‌سال ‌2001 ‌فرانسه ‌و ‌رئیس،‌جمهور ‌آن ‌نقش ‌فعالی ‌بازی ‌می‌کردند ‌و ‌حالا ‌روسیه ‌و ‌رئیس ‌جمهور این کشور ‌فعال ‌هستند.

به نظر می‌آید که جو غیرعلنی مذاکرات درباره قره‌‌باغ از همه مذاکرات دیگر بیشتر است. آیا این فضای بسته به پیشرفت روند مذاکرات کمک می‌‌کند؟
فکر نمی‌کنم که این مذاکرات غیرعلنی‌‌تر از مذاکرات دیگر باشد. معمولاً مذاکرات جدی از طریق کنفرانس‌های خبری و مصاحبه‌های مطبوعاتی اجرا نمی‌شوند و طی مراحلی محتوای آن به اطلاع افکار عمومی می‌رسد. مذاکرات ارمنی – ترکیه‌‌ای همین طور بود. ما در یک مرحله به این نتیجه رسیده بودیم که باید محتوای این مذاکرات را بر اساس توافق متقابل طرفین علنی سازیم. این کار قبل از امضای اسناد صورت گرفت که رسم عادی این گونه نیست. ما طرفدار فضای بسته نیستیم، ولی فراموش نشود که مذاکرات در یک خصوص با چند موضوع دیگر ارتباط دارد.